X
تبلیغات
تعهد
دل نوشته

نرو خواهش میکنم فقط یه لحظه صبر کن
که هنوز حرف نگفته واسه خیلی دارم
از تو خواهش میکنم طاقت بیار یه ثانیه
قول مردونه میدم دستاتو تنها نذارم

نرو خواهش میکنم یکم به حرفم گوش کن
من ندونسته عزیزم تورو روندم از خودم
لحظه رو نگیر ازم
یکم تحمل تا بگم
که نفهمیدم چرا
از تو یه دنیا دور شدم

تورو از دست بدم
چیزی نمیمونه برام
مگه جز تو چیزیم
هست که از دنیا بخوام
نمیتونم ببینم یه نفس از تو جدام

دارم اقرار میکنم بی تو بمونم میمیرم
ترسی ندارم که بگم نفس از تو میگیرم
نذار این خواهش قلبم حرفای آخرم بشه
نگو که برنمیگردی نزار که باورم بشه


نرو خواهش میکنم فقط یه لحظه صبر کن
که هنوز حرف نگفته واسه تو خیلی دارم
از تو خواهش میکنم فقط یه فرصت دیگه
اشک چشمامو ببین، ببین نگاهم چی میگه

نرو خواهش میکنم، دارم گناهمو میگم
میدونم اونکه غرورتو ازت گرفت منم
اگه میتونی ببخش، وگرنه بعد رفتنت
شک نکن که از نفس کشیدنم دل میکنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392ساعت 9:55  توسط اشکان ابراهیمیان | 



نفرین به این وجدان بیهودم

ای کاش من خودخواه تر بودم

غرور من این بار حق داره

دنیا به من خیلی بدهکاره

سکوت یعنی مرده فریادم

باید تورو از دست می دادم

از من به تو پنجره ای وا نیست

وقتی که خوشبختیت اینجا نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1392ساعت 19:8  توسط اشکان ابراهیمیان | 

بعضی حرفارو نمیشه زد و من
از همین حرفا یه عمره که پرم
آخه کی از حاله کی با خبره
من یه عمره از خودم حرف می خورم

زیر خاکستر من طوفانه
معنی سکوت من سکوت نیست
وقتی که از چشم تو افتادم
دیگه هیچ افتادنی سقوط نیست

انقد حالم خرابه که اگه
به کسی چیزی بگم از رازم
بدون اینکه خودم خواسته باشم
تورو از چشم همه میندازم

♫♫♫
♫♫♫
گاهی با زخم های تازه تر میشه
دردای قدیمی رو از یاد برد
اما هرقدر به خودم زحم زدم
جای خالیت تورو یادم آورد

بعضی حرفا بی نهایت تلخه
اینجوری که نمیشه انکار کنم
انقدِ تلخ که دیگه می ترسم
با خودم اونارو تکرار کنم

انقد حالم خرابه که اگه
به کسی چیزی بگم از رازم
بدون اینکه خودم خواسته باشم
تورو از چشم همه میندازم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392ساعت 0:36  توسط اشکان ابراهیمیان | 

به همین زودی یکی اومد به جام

دیگه بگوشت نمیرسه صدام

داری چشاتو میبندی روی من

دلت نمیخواد دیگه کنار تو بیام

معلومه بهش احساس پیدا کردی

معلومه نمیخوای پیشم برگردی

میدونم که منو بردی از یادت

میدونی هنوزم قلبم میخوادت

همیشه خنده هات یادمه

جای من کی باهات هم قدمه

چی شده چی اومد به سرم

نمیتونم تو رو از یاد ببرم

♫♫♫

بعد من روزات چقدر خوب میگذره

بخیالت اون از من عاشق تره

یه روزی تنها رویای تو بودم

حالا میبینم که نباشم بهتره

معلومه بهش احساس پیدا کردی

معلومه نمیخوای پیشم برگردی

تو دنیام همه چی سرد و دلگیره

تو دنیات همه چی خوب پیش میره

همیشه خنده هات یادمه

جای من کی باهات هم قدمه

چی شده چی اومد به سرم

نمیتونم تو رو از یاد ببرم

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت 13:37  توسط اشکان ابراهیمیان | 

زمستون زیر ابراست همین ابرای تیره

همین روزاست اونم با من گریش بگیره

پر از روزای بی تو پر از روزای سردم

میدونی چند تا پاییز بهارو گریه کردم

برای من که عشق و تو چشم تو شناخته

واسه من که خودم رو به دنیای تو باختم

تو رو دیدن میتونه بشه روز تولد

میشه چشات و دید و دوباره عاشقت شد

من از روزای بی تو دلم خیلی گرفته

تو نیستی جز تو با کی بگم از چی گرفته

تو که واسه جدایی یه قلب سنگی داشتی

واسه تنهاییم ای کاش یکم دلتنگی داشتی

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1392ساعت 12:4  توسط اشکان ابراهیمیان | 

خاموش کردم توی لیوانت خدایم را

شبها بغل کرد بی تو همجنس هایم را

رنگین کمان کوچکی برروی انگشتم

در اولین بوسه خودم را و تو را کشتم

هی گریه میکردم به آن مردی که زن بودم

شبها دراکولای غمگینی که من بودم

و عشق یک بیماری بدخیم روحی بود

تنهاییم محکوم به سکس گروهی بود

سیگار با مشروب با طعم هم آغوشی

یعنی فراموشی فراموشی فراموشی

بعد از تو الکل خورد من را مست خوابیدم

بعد از تو باهرکس که بود و هست خوابیدم

بعد ازتو لای زخم هایم استخوان کردم

با هرکه میشد هرچه میشد امتحان کردم

تنهایی در جبر در تنهایی تنهایی

با گریه و صابون و خون و تو خودارضایی

دل خسته از گنجشک ها و حوض نقاشی

رنگ سفیدت را به روی بوم می پاشی

لیوان بعدی قرص های حل شده در سم

باور بکن از هیچی دیگر نمیترسم

پشت سیاهی های دنیا هم سیاهی بود

معشوقه ام بودی هستی و نخواهی بود

بعد از تو الکل خورد من را مست خوابیدم

بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم

بعد از تو لای زخم هایم استخوان کردم

با هرکه میشد هرچه میشد امتحان کردم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1392ساعت 14:26  توسط اشکان ابراهیمیان | 
یه دفه از چه فصلی سبز شدی؟ 
که تو احساس من قدم بزنی 
یه خیابون شدم که گه‌گاهی 
یه‌کمی واسه من قدم بزنی 

یه خیابون شدم که خسته‌گیا 
کز کنم توی موج دامن تو 
اگه دستم نمی‌رسه به خودت 
مست شم از عبور کردن تو 

مث پس‌کوچه‌های پاییزن 
ریه‌هام خش‌خشن، پر از برگن 
سنّ و سالی نداره رابطه‌مون 
اکثر عاشقا جوون‌مرگن 

اون‌قدر رفتی روی تنم 
تا به راه رفتنت دچار شدم 
یه خیابون خلوت عاشق 
فکر کردم که لاله‌زار شدم 

سنگ‌فرشام حریص بارونن 
مث ابر بهار درکم کن 
باشه، روزی یه بار رد شو ازم 
باشه، روزی یه بار ترکم کن 

مث پس‌کوچه‌های پاییزن 
ریه‌هام خش‌خشن، پر از برگن 
سنّ و سالی نداره رابطه‌مون 
اکثر عاشقا جوون‌مرگن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1392ساعت 0:9  توسط اشکان ابراهیمیان | 

یه شبایی
به یه آدمای خاصی خیلی احتیاج داری
گوشیتو بر میداری شمارشو بگیری
اما میدونی بی فایدس
اینقدر دلگیر و دلتنگی که یهو بخودت میای
میبینی خیره شدی به یه صفحه ی خالی بیجواب
اشکات سرازیر شدن
بعد با خودت فقط یه جمله میگی
اون همه دوست داشتن
آخرش چرا اینطوری شد. . .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1392ساعت 21:4  توسط اشکان ابراهیمیان | 
هر جور می تونی بمون من باتو سازش می کنم

هر بار میگفتم نرو اینبار خواهش میکنم

با زخم تنهاتر شدن محتاج تسکینم نکن

تنهاتر از من نیستی تنهاتر از اینم نکن

باگریه های هرشبم دنبال مرهم نیستم

این بار بشکن بغضمو فکر غرورم نیستم

کی گفته این خواهش منو تو چشم تو کم میکنه

این التماس آخرم خیلی بزرگم میکنه

باور نکن راضی بشم چون دوستت دارم بری 

انقد درارو وانکن من که نمیذارم بری

یک عمر من پرپر زدم چون درد دوری کم نبود

ایناکه میگم یک شب از چیزی که حس کردم نبود

با گریه های هر شبم دنبال مرهم نیستم

این بار بشکن بغضمو فکر غرورم نیستم

کی گفته این خواهش منو تو چشم تو کم میکنه

این التماس آخرم خیلی بزرگم میکنه!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1392ساعت 0:17  توسط اشکان ابراهیمیان | 
روح بزرگوار من
دلگیرم از حجاب تو
شکل کدوم حقیقته
چهره بی نقاب تو

وقتی تن حقیرمو 
به مسلخ تو می برم
مغلوب قلب من نشو
ستیزه کن با پیکرم
اسم منو از من بگیر
تشنه ی معنی منم
سنگینه بار تن برام
ببین چه خسته می شکنم

به انتظار فصل تو 
تمام فصلها گذشت
چه یأس بی نهایتی
ندیم من بود
فصل بد خاکستری
تسلیم و بی صدا گذشت
چه قلب بی سخاوتی
حریم من بود

دژخیم بی رحم تنم
به فکر تاراج منه
روح بزرگوار من
لحظه ی معراج منه
فکر نجات من نباش
مرگ منو ترانه کن
هر شعرمو به پیکرم
رشته تازیانه کن

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1392ساعت 13:4  توسط اشکان ابراهیمیان |